بازدید: 1168  تاریخ :  توسط : سعید قاسمی تمام نوشته ها
بيوك جديكار در 15آذر سال 1308 در تهران به دنيا آمد. فوتبال را از سال 1323 و در تيم تهرانجوان زير نظر مرحوم فكري آغاز كرد در سال 1324 در مسابقات قهرماني باشگاههاي تهران در تيم جوان بازي مي كرد و به عنوان گلزن اين تيم شناخته شده بود و در سال 1325 توسط مرحوم دانايي فر به تيم تور پيوست و در سال 1328 وارد باشگاه دوچرخه سواران شد و از سال 1330 به عضويت تيم ملي فوتبال ايران در آمد.
جديكار از جمله بازيكنان نسل اول دچرخه سواران بود و بدون گفتگو بي نظيرترين چپ پاي تاريخ فوتبال ايران... وي در سال 1336 مورد توجه آلمانيها قرار گرفت و با تيم ويكتورياي برلين که در آن زمان از بهترین تیم های آلمان بود قراردادي 2 ساله بست اما پس از 9 ماه به خاطر تشكيل تيم تيم ملي فوتبال ايران و حضور در بازيهاي آسيايي 1958 دوباره به وطن بازگشت و پيراهن تيم ملي را با افتخار و با عبور از پول وشهرت فوتبال آلمان غربي به تن كرد. بيوك از سال 1328 الي 1343 قريب 15 سال در خط حمله تيم هاي استقلال و تيم ملي ايران انجام وظيفه كرد و آمار بالاي گلهايش هرگز به صورت دقيق مشخص نشد. نخستين بازي رسمي وي در سال 1328 با تيم ملي افغانستان بود. در سال 1325 بود كه ايتاليايي ها خواستار او بودند و باشگاههاي رم، لازيو و تورينو به وي پيشنهاد عقد قرارداد دادند كه در نهايت جديكار وي براي عقد قرارداد با تيم تورينو عازم ايتاليا شد. در نهايت با عدم ارسال موافقتنامه توسط سازمان تربيت بدني وقت و سفر تيم ملي فوتبال به شوروي سابق اين انتقال به سر انجام نرسيد...
مرد پر افتخار تاريخ فوتبال ايران امروز در بستر بيماري سخت افتاده و هرروز خبرهاي ناگوارتري از احوال وي به گوش مي رسد، چند درصد اهالي فوتبال و علاقه مندان آن بزرگمرد تاريخ فوتبال وطن را مي شناسند؟ آيا تا به حال اسم او را هم شنيده اند؟ مطبوعات زرد در روزهايي كه عكس و خبر هر تازه سر از تخم درآورده اي را روي جلدشان مي برند و حاضرند براي يك نسخه بيشتر فروختن خيلي چيزها را فدا كنند آيا خبرنگار يا عكاسي را براي پوشش خبري حال اين چهره ماندگار گسيل كرده اند؟ آيا هواداران استقلال كه براي زخم پاي فلان ستاره كاغذي خود يك ماه تب مي كنند حالي از اين افتخار آفرين مي كنند؟
بيوك جديكار آنقدر بزرگ بوده و هست و خواهد بود كه نيازي به خان بودن،عقاب بودن، اسطوره بودن،سلطان و ژنرال و دوبله سوبله بودن ندارد، او نه اهل فرياد است و نه اهل اعتراض، نه زبان چرب و سرخ دارد و نه ريايي كه صبح دشمن باشد و شب مدح وثنا بگويد، نه خودش را شير بيشه خطاب مي كند نه ديگري را موش رودخانه... شايد بزرگترين افتخار امثال جديكارها اين باشد كه براي هر پست و مقام و لقبي سر جلوي هر كس و ناكسي خم نكرده اند و هر افتخاري دارند از بازوان پرتوان خود و همان تكه نان حلالي دارند كه به خانه خود برده اند، نه آرزويي دارند كه به نرسيده باشند و نه دشمن و خائنان خود ساخته اي درست كرده اند... او و امثال وي بت نيستند چون بت ها هرقدر هم بزرگ و طلايي باشند بالاخره روزي تاريخ در موردشان و عقبه شان قضاوتي عادلانه و به دور از احساسات گذرا مي كند و خواهند شكست...
كسي اطراف بيوك نيست، نه ورزشكاري، نه مقام مسئولي، نه مديري، شايد دليل اصليش آن باشد كه صرفي ندارد براي برخي از آقايان، تخت جديكار فرصت مغتنمي براي حضور خودجوش عكاسان! و كار شدن تصاوير آن روي جلد نيست، اشك ريختن براي وي ثمري ندارد چون راهي مناسب و سريع براي انحراف افكار عمومي نيست، نه ريالي در ميان است نه وجهه اي در كوتاه مدت به دست مي آيد، پس بهتر است بيوك جديكار تنها روي تخت بيمارستان نفس كم رمقش را بكشد اما از دست جماعت فريبكار و مرده پرست كه در طرفة العيني انسانها از عرش به فرش و باالعكس مي اندازند دور باشند... اي كاش روزي فرابرسد كه نگينهاي انگشتري خود را نه از بابت ارزش مالي، نه از بابت زيبايي ظاهري، بلكه بر اساس پاكي و زيبايي معنوي آن بخواهيم...
پارس فوتبال
نظرات کاربران

لطفا نظرات خود را فارسی تایپ کنید و از نوشتن به صورت پینگلیش خودداری نمایید.